تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
چند قطعه برگه برای یاد داشت نوشته ها و خاطرات...




خوب در پست قبلی، یه سری از شرایط سخت و آسانم رو گفتم. الان که چند ماه گذشته، سختی ها آسان تر شده. و نوع دغدغه هام نسبت به اون روزها کمی عوض شده.

دیگه با تیپ های مختلف مردم که بیمار هام بودن تا حدی سر و کله زدم. با منشی ها و دستیارهای مختلف سر و کله زدم. با کلینیک های مختلف سر وکله زدم.

اصن همش سر وکله زدم. کاری هم به دست و پا نداشتم:))

 تجربه های شیرین و تلخی در این تعامل ها داشتم. که تلخ ها کمی بیشتر خود نمایی میکنن. چون انتظارش رو نداشتم. استاد عزیزم دکتر صادقی میفرمود که از مریض هایی که میگن: "اومدم هرچی کار دندانپزشکی دارم رو انجام و هیچ مشکلی هم با پولش ندارم" ، بترس و بدان مریض خوبی برای تو نخواهند بود. این را تجربه کردم. و بیماری چشم رنگی که میگفت جانبازم با همین وصف اومد و ایکاش نمیاد که سرم کلاه گذاشت! هرچند از حلقوم اون کلینیک در میارم به یاری خدا.

از مهربان بودن و صادق بودن با کادر درمانی مثل برخی همکاران و مدیر کلینیک و منشی و پرستارها پشیمانم. دونفر از عزیزانم بهم گفته بودن که نباید این طور باشی. مثلا در ذهنم این بوده که کار درمانی را برای پول در آوردن نکنم و نیت های متعالی داشته باشم. ولی الان یاد گرفتم که هیچ وقت این رو نباید گفت.  من چندجا از دهانم پرید و در همه موارد پشیمانم. این جا نوعی نفاق و دورویی خواهم داشت ولی برعکس روال معمول دو رویی،(که بهتر جلوه میکنی ولی در درون بدتر هستی) باید به بدی تظاهر کنم!

الان به این نتیجه رسیدم که حتی احترام زیاد گذاشتن به خیلی ها کار اشتباهی است . شاید برخی جاها در سلام کردن پیش قدم بودن، خوب نباشه. و خیلی کارهای خوب دیگر که برای من ارزشه رو در محیط کاری فعلی نمیشه انجام داد.

علت اش هم اینه که تعامل در جامعه دو طرفه است. وقتی طرف مقابل به اون حد از درک نرسیده باشه که ارزش ها چی هستن، برخی رفتارهای با ارزش ، منجر به درد سر همه از جمله خودم خواهد بود. اصلا طرف مقابل نمیتونه بفهمه و چیزهای عوضی و نامربوط از تعاملات شما برداشت میکنه. مثلا فکر میکنن از اونایی هستی که میتونن ازت سواری بگیرن.

وقتی طرف مقابل وقیح و بی حیا رفتار میکند، اگر در برابرش نجابت داشته باشی، اون رو بی حیاتر و وقیح تر میکنی. چه میشه کرد؟ گویا دنیا قرار نیست بهشت برین باشه، نباید انتظار داشت.  انچه هدف از حضور ما در اینجاس رو تامین کنیم و به فکر رفتن باشیم. باید از  پوچی به اصل رسید.


نظرات (۵)

  • dentist
    چهارشنبه ۲۲ فروردين ۹۷ , ۰۸:۵۸
    سلام، واااای کلمه به کلمه ی مطلبتون درست و به جا بود، واقعا چرا تا کمی با بعضیا گرم میگیری سواری میخان، اصلا یعنی نقطه مثبت تو وجودشون نیست که کار خوب کسی رو وظیفه ندونن و بفهمن لطفه، دنیای خیلی بدیه البته به نظرم ما ادما خرابش کردیم 
  • نامی
    پنجشنبه ۲۳ فروردين ۹۷ , ۲۳:۰۲
    به این افکار فقط باید گفت ههههه
  • هاشمی نژاد
    جمعه ۲۴ فروردين ۹۷ , ۰۱:۴۲
    سلام :) بند آخر منو یاد این جملات انداخت نباید با هرکسی خوب بود ... 
    نامه ی ۳۱ نهج البلاغه به امام حسن ع

    ...چون برادرت از تو جدا گردد، تو پیوند دوستى را بر قرار کن، اگر روى برگرداند تو مهربانى کن، و چون بخل ورزد تو بخشنده باش، هنگامى که دورى می ‏گزیند تو نزدیک شو، و چون سخت می ‏گیرد تو آسان گیر، و به هنگام گناهش عذر او بپذیر، چنان که گویا بنده او می ‏باشى، و او صاحب نعمت تو می ‏باشد. مبادا دستورات یاد شده را با غیر دوستانت انجام دهى، یا با انسان‏هایى که سزاوار آن نیستند بجا آورى...

    • author avatar
      مجید شاه مرادی
      ۲۴ فروردين ۹۷، ۱۱:۱۰
      سلام و درود
      چه دقت جالبی و تا حال این رو ندیده بودم
      ممنون
  • ...
    جمعه ۲۴ فروردين ۹۷ , ۱۷:۱۲
    گاهی سر میزنم به وبلاگتون آقای دکتر نوشته هاتون واقعا ملموس و خوبن
    دقیقا منم که چند ماهی داره از طرحم میگذره گاهی حس میکنم آدما انگار تواضع و مهربونی و احترام رو با ساده بودن اشتباه میگیرن. توی همکارام دارم میبینم کسایی که خیلی بی قید و بندترن و احترام کمتر میذارن و بی وجدان تر کار میکنن ولی انگار احترامشون بیشتره . انگار عادت ندارن دندونپزشکی رو ببینن که از چشم بالا به کسی نگاه نمیکنه ... عادت ندارن کسی رو ببینن که وجدان داره .... عادت ندارن ....  حقیقتش گاهی حس میکنم نکنه راهمو اشتباه انتخاب کردم. واقعا سخته برام سر وکله زدن با ادمایی که نمیتونن بفهمنت..
    • author avatar
      مجید شاه مرادی
      ۲۴ فروردين ۹۷، ۱۹:۴۹
      بله واقعا منم یکم گیج شدم 
      کسی که در شرایط کاری ما نباشه هم نمیتونه متوجه بشه چی میگیم 
      شاید یه گپی با دکتر نوراللهیان در این باره بزنیم
  • ...
    جمعه ۲۴ فروردين ۹۷ , ۲۱:۴۴
    ولی آقای دکتر من همیشه به خاطر طرز رفتارم از طرف خونواده مورد انتقاد بودم که نباید اینطور باشم چون بقیه سو استفاده میکنن ولی خداروشکر همیشه سعی کردم که یادم نره خدا شاهده بر نیت و عملکرد ما هست. به هر حال  خوب موندن همیشه سختی های خودش رو داره واگر سخت نبود خدا براش پاداش در نظر نمیگرفت. ان شالله ما هم بتونیم با تمام بی لطفی هایی که میبینیم عوض نشیم و هیچ وقت اصول خودمون رو فراموش نکنیم. مثل  آقای دکتر نوراللهیان که همچنان بر اصولشون پایبند بودن
    • author avatar
      مجید شاه مرادی
      ۲۵ فروردين ۹۷، ۲۲:۱۹
      بنظرم چندتا چیزه که با هم نباید مخلوط کنیم و الان این کار رو میکنیم، دقیق تر باید مشخص کنم😁
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی