تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
چند قطعه برگه برای یاد داشت نوشته ها و خاطرات...



پنجشنبه هفته پیش از‌ اون روزهای خیلی پرکار و حسرت برانگیزم بود.

صبح های شنبه تا چهارشنبه زود از خونه  بیرون میام و این خواب پنجشنبه رو خیلی قیمتی میکنه ولی از دست علاقه به جراحی چه میشه کرد😉، دیگه خوابم رو هم گرفته.😅

ساعت نه صبح خودم رو مطب گذاشته بودم، همکار و در واقع استادم هم اومدن. تا ساعت ۱۲:۳۰ جراحی های مختلف داشتیم، عمدتا ایمپلنت و افزایش طول تاج بود.

بعدش تو راه ناهار خوردیم و رسیدم به کلینیک. اونجا جراحی عقل و فرنکتومی گذاشته بودن و جراحی دندان ۶ بالای مسئول  کلینیک☠. دندان عقل نهفته معاینه شد و لازم نبود درش بیاریم که مریض خیلی خوشحال شد. فرنکتومی هم اومد و لازم نبود!

بعدش کلینیک بعدی در راه بود. رسیدیم  اونجا جراحی کاشت دندان و چند تا جراحی فلپ پریودنتال گذاشته بودن. وقتی تموم  شد ساعت نه شب بود.

گذشت زمان رو نمیفهمیدم. بعضی روز ها شب که میام بیرون و هوا تاریکه، توی دلم حسرت میخورم و میگم کاش الان تاریکی قبل صبح بود تا دوباره این روز رو تکرار کنم و کارهای دیگه ام رو هم بکنم🙄

اون روز دوازده ساعت روی فیلد جراحی بودم و عمدتا کمک جراح بودم. حدود ده شب خونه رسیدم و مادرم خورش سبزی درست کرده بودن.

بعدش که خوابیدم ، تا صبح در خوابم سر جراحی بودم! دیگه صبح جمعه بود و کمی مریض شده بودم، گلو درد داشتم😥.وقتی هم صبح میشه افسوس میخورم که کاشکی شب بیدار شده بودم😂



ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی